به گزارش شهرآرانیوز؛ حوالی ساعت ۸ صبح بود که یکی از ساکنان منطقه کوی پلیس در تماس تلفنی با پلیس از سرقت شبانه موتورسیکلتش خبر داد. او مدعی بود که افرادی، با نفوذ به حیاط خانه اش، موتورسیکلتش را که با آن امرار معاش میکرده است، به سرقت بردهاند.
چند دقیقه از این تماس نگذشته بود که واحد گشت کلانتری کوی پلیس به آدرس مال باخته رفت، اما در همین فاصله کم مال باخته در اظهاراتی عجیب، مدعی شد نه تنها موتورسیکلتش را بردهاند، بلکه از او کلاهبرداری هم کردهاند؛ اظهاراتی که هرچند عجیب به نظر میرسید، سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، با اطلاع از جزئیات پرونده و شرایط نامساعد اقتصادی مال باخته که با موتورسیکلتش هزینه خانواده اش را تأمین میکرده است، با صدور دستوراتی تخصصی، افسران دایره تجسس این کلانتری را مسئول رسیدگی به این پرونده کرد. پس از صدور این دستور، مأموران با حضور در محل، کار خود را برای شناسایی متهم یا متهمان احتمالی آغاز کردند.
در آغاز رسیدگی به پرونده، پس از حضور تیم تحقیق در محل، مال باخته که خشمگین و ناراحت بود، خودش را فردی ساده لوح خطاب کرد و گفت: صبح وقتی آماده رفتن به سر کارم بودم، متوجه جای خالی موتورسیکلتم شدم. حیاط ما کوچک است؛ با وجوداین چندین بار دور حیاط را گشتم. بیرون از خانه را هم گشتم، اما موتورم نبود. در حالی که اصلا ذهنم کار نمیکرد، پسر خردسالم به من گفت: بابا به پلیس زنگ بزن.
من تلفن همراهم را برداشتم و خواستم با پلیس تماس بگیرم که تازه متوجه تعدادی پیامک دریافتی از یک خط غریبه شدم. پیامکها را که باز کردم، دیدم فردی برای من نوشته میخواهی بدانی موتورسیکلتت کجاست؟ به او زنگ زدم، اما رد داد. بعد پیامک داد اگر میخواهی بدانی موتورسیکلتت کجاست، همین الان ۱۰ میلیون تومان به این شماره کارت بزن. پسر و همسرم گفتند اول با پلیس تماس بگیر و موضوع را بگو. من همین کار را کردم.
مرد جوان ادامه داد: پس از گزارش سرقت فکر کردم مگر پلیس میتواند موتورسیکلتم را پیدا کند؟! تازه اگر پیدا هم بکند، احتمالا اوراق شده است. به خاطر همین افکار بود که به غریبه پیام دادم پول را واریز میکنم و از طریق خودپرداز به شماره کارتی که داده بود پول را واریز کردم. پس از انتقال پول، با شماره این غریبه تماس گرفتم، اما او تماس را باز هم رد داد و سرانجام گوشی را خاموش کرد. پیامک دادم، اما سودی نداشت تا اینکه پلیس رسید.
پس از ثبت اظهارات مال باخته در حالی که مأموران همچنان مشغول انجام تحقیقات میدانی در محل بودند، یک پاکبان به سمت آنها رفت و پس از معرفی خودش اعلام کرد که حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد، من مشغول نظافت این خیابان بودم که دو نفر را دیدم که وارد این خانه شدند و چند ثانیه بعد با یک موتورسیکلت از اینجا خارج شدند. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، برای همین من نتوانستم به جز گرفتن یک فیلم با گوشی کاری کنم.
فیلم ارائه شده توسط این پاکبان -هرچند کیفیت نداشت- سبب شد مأموران که به دنبال سرنخهای به جا مانده از سرقت و کلاهبرداری بودند، یک متهم را شناسایی کنند. با تکمیل مستندات پلیس، مأموران متهم را -هرچند مقاومت میکرد- پس از هماهنگی با مقام قضایی در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند.
هم زمان با دستگیری متهم، مأموران کلانتری کوی پلیس موفق به رازگشایی پرونده مشابه سرقت و کلاهبرداری از یک مال باخته دیگر شدند؛ مال باختهای که تلفن همراهش حین کار سرقت شده و هم زمان موجودی حساب بانکی اش نیز خالی شده بود. مال باخته پس از اعلام سرقت و کلاهبرداری به مأموران توضیح داد که نگهبان آسانسور و پله برقی یکی از پلهای عابر پیاده در مشهد است و گوشی همراهش را در اتاقک نگهبانی به شارژ وصل کرده و برای انجام کار خارج شده است؛ حدود سی دقیقه بعد، وقتی برای برداشتن تلفن همراهش وارد اتاقک شده، متوجه سرقت شده است.
وقتی با پلیس تماس گرفته و سرقت را اطلاع داده تازه فهمیده است که سارق با سوءاستفاده از قفل آسان گوشی توانسته است تا ریال آخر موجودی بانکی اش را از طریق همراه بانک خالی کند. چند روز پس از ثبت این اظهارات، تیم رسیدگی کننده به این پرونده با انجام اقدامات فنی سرانجام، یک زن را شناسایی و ردزنی کرد؛ زنی که سیم کارتی متعلق به او روی گوشی دزدیده شده قرار داشت. مأموران این زن را در یک عملیات ضربتی دستگیر و به کلانتری منتقل کردند.
زن جوان پس از انتقال به کلانتری منکر انجام هرگونه جرمی شد. او در اظهاراتی مدعی شد که از گوشی سرقتی اطلاعی ندارد و خط تلفن همراهش در اختیار پسرعمویش است. با توجه به ادعاهای این زن مأموران، با همکاری او و هماهنگی مقام قضایی، پسرعموی این زن جوان را نیز در یک عملیات ضربتی دستگیر و به کلانتری منتقل کردند.
متهم که به شدت از دخترعمویش خشمگین بود، پس از انتقال به کلانتری در بازجویی مدعی شد که خبری از دزدی بودن این گوشی نداشته است؛ چون دختر عمویش گوشی را با یک سیم کارت به او هدیه داده است. اعترافات این زن و مرد علیه یکدیگر سبب خشم آنها شد.
دو متهم که گویا چشم خود را روی نسبت فامیلی بسته بودند، شروع به اعتراف کردند. زن جوان وقتی اعترافات پسرعمویش را شنید، با پذیرفتن سرقت گوشی گفت: پسرعمویم راست میگوید که من گوشی را دزدیدم. وقتی دیدم نگهبان آسانسور گوشی همراه را داخل اتاقک گذاشت و رفت، من هم گوشی را برداشتم و همان جا به پسرعمویم دادم. او پول را منتقل کرد.
زن جوان ادامه داد: چند سال قبل طلاق گرفتم و برای تأمین هزینههای زندگی و موادمخدرم در همدستی با پسرعمویم دست به سرقت زدم. او موادمخدر به من داد و سرقت را یادم داد.
پس از این اعتراف ها، در حالی که تحقیقات پلیس از متهمان همچنان ادامه دارد، آنها با دستور مقام قضایی به زندان منتقل شدند.